بسیجی شهید «اردشیر اَفراخته» | کمی به خون ریخته شده شهدا فکر کنید
به گزارش نوید شاهد چهارمحال و بختیاری؛ شهید «اردشیر افراخته» از شهدای هفشجان از توابع شهرستان شهرکرد است که دوم بهمن ۱۳۶۰ به جبهههای جنوب اعزام و در هفتم اردیبهشت ماه ۱۳۶۱ در پایگاه بسیج هفشجان به شهادت رسید.
وصیت نامه بسیجی شهید «اردشیر فراخته»
بسم االله الرحمن الرحیم
وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ ﴿ سوره آلعمران آیه۱۶۹﴾
خانواده عزیزم با دلی آکنده از عشق به شهادت از پیش شما به طرف جبهه حرکت کردم تا بتوانم دین خود را نسبت به دینم و خدایم تا اندازهای که در قدرت و توان دارم ادا کنم و در این محال بود که به جز خدا و اسلام به هیچ چیز دیگری فکر نمیکردم.
خانواده گرامیم! من این راه را آگاهانه انتخاب کرده ام در حالیکه به حقانیت آن پی برده ام و هم از اندازه و مقدار بدهکاری که به دینم دارم مطلع هستم؛ من آمده ام تا به چشم انتظاری امام، که منتظر پیروزی مسلمانان بر کفار است خاتمه دهم؛ بلکه نقش مثبتی در راه پیشبرد انقلاب اسلامی داشته باشم.
همه ما رفتنی هستیم
پدر و مادر عزیزم! همه ما رفتنی هستیم و همه سود و زیان ما بستگی به همین چگونگی رفتن به آن دنیا را دارد؛ من راهی را انتخاب کردم که هم پیروزی و نفع دنیوی در آن هست و هم اجر اُخروی.
شما هم باید خدا را شکرگزار باشید که توانستید این امانتی را که خداوند برای مدت محدودی به شما هدیه داده بود، موفق شدید همانطور که پروردگار انتظار داشت تربیت کرده و به همان راهی که خداوند دوست داشت فرستادید.
خانوادهی عزیزم! به فرموده علی (ع) هر روزی که عبادت خدا کردی و روزه گرفتی و دائم به فکر خالق خودت بودی همان روز عید واقعی میباشد.
امیدوارم که شما هم چنان کنید که امام بزرگوارمان از ما انتظار دارد و بر شهادت من به خاطر شادی روحم خوشحال باشید و از ناله و زاری و سیاه پوشیدن شدیدا خودداری کنید چرا که خداوند این را دوست ندارد.
امام را دعا گو باشید که با پیروزی رساندن انقلاب موجب ارشاد ما شد و از هلاکت و بدبختی و انحرافات اخلاقی نجاتمان داد.
سفارش به مادر
مادر جان! یک مسلمان واقعی اگر قصد خدمت واقعی به اسلام را داشته باشد، باید همیشه در برابر مصائب، رنجها و مشقتها بردبار باشد همچنان که حضرت علی (ع) فرمودند: مؤمن مانند کوه استوار و سنگین است. اگر کوهها تکان بخورند مؤمن تکان نخواهد خورد و به هر قیمتی که شده از خطراتی که اسلام را تهدید میکند بدون آنکه ترس و وحشتی داشته باشد؛ و انتظار من از همگی شماها این است که با شهادت من روحیه و ایمانتان ضعیف نشود و خوشحالی من این است که از شهادت من خوشحال بوده و ابراز رضایت کنید.
کمی به خون ریخته شده جوانان این مملکت فکر کنید و شدیدا از هدفی که داشتید حمایت کرده و پیروی راهشان را که همان راه امام بوده، باشید.
مادر جان! از تمام اقوم و خویشان برایم حلالیت طلب کن. خودت و پدرم، برادران عزیز و خواهران و مادر بزرگ از خطاهایی که از من سر زده درگذرید و مرا ببخشید و همیشه سعیتان بر این باشد که در خانه تان و در میان شما و قوم و خویشان آرامش، صفا و صمیمیت و علاقه ایجاد شود و با این کارتان خدا را خشنود سازید تا بلکه کلیه گناهان گذشته مان بخشوده شود و بسوی اسلام و درستکاری و بسوی نجات شتاب بیشتری پیدا کنیم.
سلام گرم و صمیمانه مرابه تمام اقوام و دوستان و آشنایان برسانید.
والسلام
برادر شما
اردشیر فراخته
1361/02/05